تبليغاتX
رفیق روز تنهایی
رفیق روز تنهایی
عاشق کسی است که جز معشوق نمی بیند و جز وصل او نمیخواهد و همه سوز و گداز و رازو نیازش رسیدن به کوی او
چهارشنبه 16 خرداد1386
لحظه های انتظار

رفتی و رفتنت در خاطرم هست تنهاییم ، نه گفتنت در خاطرم هست چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت را ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه ونفرت بشی حس بکنی هنوزم دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت خورد نشه چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ جز سلام نتونی بهش بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاموميشنوي بدون دلم تنگه برات تا کي عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کي اسير تنهايي هايم باشم و از يارم دور .....؟

 تا کي بايد به خاطر دوري تو اشک بريزم و حسرت آن دستهاي گرمت را بکشم...؟ تا کي بايد از خداي خويش التماس کنم تا تو را به من برساند ، نزديک و نزديک تر کند تا بتوانم تو را در آغوش بگيرم؟...

تا کي بايد صداي غم انگيز آواز مرغ عشق را بشنوم و دلم برايت تنگ شود؟ تا کي بايد غروب پر درد عاشقي را ببينم و دلم بگيرد!تا کي بايد تنهايي به خورشيدي که آرام آرام به پشت کوه ها مي رود را نگاه کنم وتا کي بايد لحظه ها و ثانيه ها را يکي يکي بشمارم تا لحظه ديدار با تو فرا رسد؟ خسته ام....

يک خسته دل شکسته عاشق بي سر پناه عاشقم!يک عاشق ديوانه سر به هوا تا کي بايد کنج اتاق خلوت دلم بنشينم و با قلم و کاغذ درد دل کنم ?تا کي بايد دلم را به فرداها خوش کنم و پيش خود بگويم آري فردا وقت رسيدن است !تا کي بايد در سرزمين عاشقانه سر به زير باشم و چشمهاي خيسم را از ديگران پنهان کنم؟ تا کي بايد بگويم که عاشقم ، ولي يک عاشق تنهاعاشقي  معشوقش در کنارش نيست!تا کي بايد به انتظارت زير باران بنشينم و همراه با آسمان بنالم و ببارم و تا کي بايد با دستهاي خالي ، با آغوش سرد ،با دلي خالي از آرزو و اميد ، با چشماني خيس و شاکي زندگي کنم؟ آري تا کي بايد تنها صداي مهربان تو را بشنوم.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : مرتضی در ساعت 13:54
JavaScript Codes

JavaScript Codes


PC-Click.blogfa